X
تبلیغات
مهندسی کشاورزی - باغبانی - هرس انواع درختان

مهندسی کشاورزی - باغبانی

هرس درخت سيب:

سيب يكي از انواع ميوه هايي است كه از زمان هاي بسيار قديم مورد استفاده قرار گرفته است. قديمي ترين آثاري كه به دست آمده مربوط به يك سيب فسيل شده است كه در حفاري هاي نزديك سوئيس كشف شده است و متعلق به ادوار ماقبل تاريخ مي باشد. به طور كلي پرورش درختان سيب بر حسب رشد و نمو و شكل و اندازه طول تنه به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-         درختان سيب پاكوتاه

 2- درختان سيب نيمه پابلند (متوسط)

 3- درختان سيب پابلند.

معمولا براي توليد و پرورش درختان سيب پابلند و نيمه پابلند (متوسط) از پايه هاي بذري و در بعضي از موارد از پايه هاي غير بذري (انواع مالينگ ها) و براي درختان سيب پا كوتاه از پايه هاي غير بذري (مالينگ ها) استفاده مي شود. شكل تاج درخت كه در روي انواع اين گونه پايه ها تشكيل مي گردد و بر حسب چگونگي پرورش و تربيت آنها به صورت كروي، پهن و آزاد مي باشد. براي توليد ميوه سيب به ازاي هر ميوه سيب 60 تا 100 برگ سبز مورد نياز مي باشد تا به طور كافي ميوه را تغذيه كرده و رشد و نمو داشته باشد.


نحوه پرورش و هرس درختان سيب پاكوتاه:

در پرورش درختان سيب پاكوتاه لازم است نخست به سيستم و روش هاي مختلف پرورش درخت توجه نماييم. درختان سيب را مي توان بر حسب چگونگي شكل تاج به فرم هاي مختلف گرد و پهن پرورش داد. منظور از درختان به فرم گرد تربيت آزاد شاخه هاي اصلي در جهات مختلف مي باشد. اگر اين گونه درختان را از بالا نگاه كنيم داراي فرم كروي هستند. در بين فرم كروي فرم هاي ديگري با نام فرم هاي جامي، قيفي، مختلط و... قرار دارند. تشكيل فرم در تيپ كروي بستگي به چگونگي هرس دارد. عمليات هرس فرم جامي به شكل زير است:

اين فرم هرس به دو صورت انجام مي شود. هرس جامي با مركز باز، ديگري هرس جامي با محور. در نوع اول بازوهاي اوليه يا شاخه هاي اصلي اوليه از فاصله كوتاهي روي تنه واقع مي شوند در حاليكه در نوع محور دار، در طول بيشتري از بالاي تنه واقع مي شوند. هرس فرم جامي با مركز باز بدين ترتيب مي باشد.

سال اول: پس از كاشت نهال در صورت مناسب بودن شرايط از نظر فصل، آنها را از ارتفاع 60 سانتي متري سر برداري مي نماييم.

سال دوم: در آن سال جوانه هاي موجود در طول 60 سانتي متري نهال رش كرده و توليد شاخه هايي مي نمايد. بايستي توجه داشته باشيم اسكلت نهايي درخت از اين سال شكل داده مي شود. براي اين منظور اوين شاخه را از 15 سانتي متر بالاي سطح خاك روي تنه انتخاب مي نماييم فواصل بين شاخه ها در طول تنه بايستي بين 15 تا 20 سانتي متر به طور متناوب باشد و در اين فواصل اگر شاخه يا جوانه هايي به طور نا به جا روييده باشد، حذف مي نماييم. معمولا در اين روش تعداد شاخه هاي باقي مانده بين 3 تا 5 عدد مي باشد. در مورد نهال هايي كه در سال اول كاشت داراي تعدادي شاخه مي باشند، عمليات هرس همانند عملياتي است كه در سال دوم روي نهال هاي يك تنه بدون انشعاب در سال اول انجام مي گيرد. در صورتي كه تعداد شاخه هاي باقي مانده جهت اسكلت درخت كافي نباشد براي تشكيل شاخه جديد در بالاي جوانه اي كه تبديل به شاخه جديد گردد، زخم كوچكي ايجاد مي نماييم تا جوانه تحريك شده و سريعا شاخه مورد نظر را توليد نمايد. در هر دو حالت لازم است پس از انتخاب شاخه ها و اسكلت بندي يك سوم طول دو شاخه را قطع و سربرداري مي نماييم.

سال سوم: در حالي كه شاخه هاي اصلي يا اسكلت اوليه بين 3 تا 5 شاخه باشند لازم است در اين مرحله فضايي براي 6 تا 10 شاخه ثانوي در نظر گرفته شود، زيرا در روي هر بازوي اوليه يا شاخه اصلي فقط 2 شاخه ثانوي باقي مي ماند تا نهال بتواند فرم اصلي و جامي خود را حفظ نمايد در اين مرحله در صورت لزوم شاخه هايي كه با تنه اصلي زاويه نامتناسب (كمتر از 60  درجه) دارند، توسط بازوهاي جدا كننده آنها را تنظيم مي نماييم. علاوه بر اين لازم است شاخه هاي نا به جايي كه روييده اند حذف كرد. همچنين شاخه هاي ثانويه را در اين مرحله به همان ترتيب نسبت يك سوم طول شاخه از جوانه اي كه به سمت بيرون است سربرداري مي نماييم. در سالهاي بعد عمليات هرس منحصر به تنظيم و حذف شاخه هاي نا به جا به كنظور حفظ اسكلت و فرم درخت انجام مي شود. سپس هرس و سربرداري شاخه هاي جوان هر سال روي درخت انجام مي گيرد.


هرس درخت گلابي:

درختان گلابي كه امروزه مورد كشت قرار مي گيرند از گونه هاي وحشي آن حاصل شده اند. طبق نظريه محققين گونه هاي وحشي گلابي در مناطق معتدل اروپاي غربي تا آسياي شرقي پراكنده مي باشند. بر اساس شواهد تاريخي در يونان قديم كشت اين گياه مرسوم بوده است و در اوايل قرن هفدهم فرانسويان موفق شدند ارقام جديدي را از شمالي وجود دارد كه تعدادي از آنها در چين، ژاپن، كره و همچنين 8 تا 10 گونه آن در ايران و آسياي صغير موجود است. در درختان گلابي عمل تكثير و ازدياد غليا از طريق پيوند با استفاده از پايه هاي مختلف صورت مي گيرد. امروزه در اروپا و آمريكا براي حصول نتيجه مناسب از بذر گلابي وحشي استفاده مي شود كه بر روي آنها ارقام مرغوب گلابي پيوند مي گردد. كه فقط اين پايه ها دير رس بوده ولي نسبت به سرما مقاوم مي باشند و رشد اين پايه ها زياد و قوي مي باشد و بيشتر از اين پايه ها براي پرورش درختان گلابي پا بلند و نيمه بلند استفاده مي شود. امروزه براي پرورش درختان پا كوتاه و متوسط از پايه به جهت پيوند گلابي استفاده مي شود و اين پايه نسبت به سرما و يخبندان شديد حساسيت دارد ولي به طور معمول زودتر بارور شده و عمرشان نيز نسبت به پايه هاي بذري گلابي كمتر است.

فرم هاي پرورش درخت گلابي:

درختان گلابي را به شكل هاي مختلف، گرد، پهن و همچنين پا كوتاه و پا بلند تربيت مي نمايند. در بين انواع فرم ها، فرم دوكي- بادبزني با شاخه هاي عمودي – بادبزني با شاخه هاي افقي، جامي و تيپ هاي مخلف جامي پرورش مي دهند. براي به دست آوردن درختان پا بلند كه ارتفاع تنه آن اكثرا بين 60/1 تا 80/1 متر مي باشد از پايه هاي بذري گلابي استفاده مي شود و براي درختان پا كوتاه از پايه به استفاده مي شود.

هرس باردهي در درختان سيب و گلابي:

بعد از هرس فرم دهي درختان هرس بارآوري را بياد انجام داد كه به علت مشابهت درخت سيب و گلابي هر دوي آنها را با هم شرح مي دهيم.

شكل درخت شامل تنه اصلي، شاخه هاي اصلي و شاخه هاي فرعي مي باشد. شاخه هاي اصلي و شاخه هاي فرعي داراي انشعابات كوتاهي هستند كه ميوه ها روي آنها تشكيل مي گردند. اين شاخه ها را اصطلاحا كورسون مي گويند. بنابراين ميوه هاي روي يك چنين شاخه هاي ظاهر مي شوند. هنر عمل هرس از اين جا شروع مي شود كه اين گونه شاخه ها و ديگر شاخه ها را تبديل به شاخه هاي مفيد و بارور گرداند يعني جوانه هاي گل تبديل به ميوه مي شوند. انواع شاخه ها در درختان سيب و گلابي عبارتند از:


دارد يا ميخچه:
در درختان سيب و گلابي شاخه هاي خيلي كوتاهي كه منتهي به يك جوانه مي گردند ديده مي شود كه آنها را دارد يا ميخچه مي نامند. ميخچه ها در حد فاصل بين جوانه هاي چوب و ميوه قرار دارند و همين ميخچه ها هستند كه بعدا به ما ميوه خواهند داد. لذا توصيه مي شود تا حد امكان تعداد اين گونه ميخچه ها را در روي درختان حفظ كرده و زياد نمايم. طول اين شاخه حودو 1 تا 3 سانتي متر است.

ميخچه شاخه بسيار كوتاهي است كه در جواني صاف و يا داراي چين و چروك هايي است و در هنگامي كه مسن مي گردد به جوانه كوچك و مخروطي منتهي مي شود. اين اندام موقتي بوده و در شرايطي كه در مواد غذايي به اندازه كافي در اختيار داشته باشد، تبديل به لامبورد مي گردد. طول آن بين 3 تا 10 سانتي متر است.


لامبورد:
لامبورد همانند ميخچه است و در انتهاي آن جوانه هاي گل و ميوه تشكيل مي گردند. به طور كلي لامبورد كمي بزرگتر از ميخچه بوده و در غالب اوقات مي تواند در روي بورس (محلي كه ميوه و گل تشكيل شده است) مجددا لامبورد و ميخچه تواما پديد آيد.


برندي يا شاخك:
برندي تقريبا شبيه به يك شاخه كوچك باريك بوده و خم شونده است. در هنگاني كه كامل و خوب رشد كرده باشد طول آن حدود 20 سانتي متر است. اگر در انتهاي برندي جوانه گل داشته باشد برندي تاجدار و اگر جوانه چوب داشته باشد برندي ساده است.


نرك يا گورمان:
تحت تاثير تغذيه مناسب و زياد پاره اي از جوانه ها رشد قوي و كاملي مي يابند و قدرت رويشي كه در اين شاخه ها وجود دارد اجازه نمي دهد كه ميوه ها به آساني در روي آنها تشكيل گردند.


شاخه:
در طول دوران رشد و شرايط مناسب فصلي تعداد زيادي از جوانه ها فعال شده و پاره اي از آنها كه در مجاورت چوب قرار دارند تبديل به برگ و گاهي توليد جوانه هاي ثانوي در روي شاخه ها مي كنند. در پاييز پس از ريزش برگ ها اين جوانه ها تبديل به شاخه مي گردند. معمولا اين اندام ها در گلابي و سيب كاملا قوي بوده و حاصل جوانه هاي چوب جانبي و جوانه انتهايي فعال و بارور مي باشند. جوانه هاي مزبور حاصل جوانه هاي ضميمه بوده كه جوانه خواب مي باشند. اين جوانه ها هميشه در بالاي نقطه فشردگي و چين و چروك دار بورن شاخه قرار دارند و براي فعال كردن اين جوانه لازم است شاخه را چند ميليمتر بالاتر از محل اتصال قطع كنيم.


جوانه چوب:


 جوانه ميوه يا گل همانند جوانه چوبي به طور جانبي در روي شاخه ها قرار گرفته و غالبا در انتهاي لامبورد يا براندي تشكيل مي گردند و روي آنها از فلس هاي جنيني پوشيده شده است. شكل عمومي آنها كروي و يا بيضي متورم مي باشد و در شرايط مناسب فعال شده و تبديل به گل و ميوه مي گردد. پس از برداشت ميوه، محل اتصال ميوه متورم و گوشتي شده و غالبا در روي آنها دارد و لامبورد و گاهي برندي تشكيل مي گردد. بنابراين اين اندام را بيد براي هميشه روي درخت و شاخه ها حفظ نمود زيرا عضو مفيدي است كه اصطلاحا آن را بورس مي نامند.

تغييرات جوانه:

به طور كلي جوانه چوب در طول دوران رشد تغييرات بسياري يافتند و اندام هاي مختلف را مي تواند توليد نمايد همچنين در چگونگي و وضع باردهي و هرس شاخه ها شناخت و شناسايي آنها موثر مي باشد. بنابراين با تغييرات در ميزان و مقدار شيره نباتي كه به جوانه ها مي رسد جوانه تغيير شكل يافته و تبديل به شاخه قوي (طول آن به 80 سانتي متر يا بيشتر) خواهد شد كه آن را اصطلاحا نرك يا گورمان مي نامند. در حالتي كه شيره نباتي در يك حد طبيعي به جوانه ها برسد از آنها شاخه هاي معمولي تشكيل مي گردد كه معمولا طول آنها بين 25 تا 40 سانتي متر خواهد بود و آنها را شاخه چوبي معمولي مي گويند.


-      اگر جوانه ميزان خيلي كم شيره نباتي دريافت نمايد، رشد جوانه ها كند و كوتاه بوده و اندام كوچك و نوك تيزي به نام دارد يا ميخچه را مي سازد

-     در شرايطي كه به علل مختلف مقدار شيره نباتي خيلي كم در اختيار جوانه قرار گيرد رشد و فعاليت جوانه كاملا محدود گشته و گاهي بدون فعاليت هم چنان باقي مي ماند و اصطلاحا به اين نوع جوانه ها، جوانه انتظار يا خواب مي گويند.

-      گاهي نيز ممكن است اصولا شرايطي پديد آيد كه جوانه از حداقل ماده غذايي محروم مانده و در اين حال جوانه ها سقوط خواهند كرد.

در پاره اي از واريته هاي گلابي كه ميزان باردهي آنها زياد است جوانه گل در طي چند ماه تشكيل مي گردد. شاخه ها و براندهاي سال منتهي به يك يا چند جوانه گل مي شوند. اين انشعابات را اصطلاحا كورسون يا شاخك مي نامند.

چگونگي تغيير كورسون (شاخك) به اندام بارده:

شاخه اي كه از جوانه تشكيل شده است مي تواند به طور آزاد رشد كند. در اين حال براي فعال كردن آن لازم است عمليات هرس در روي شاخه مزبور در طي سه سال صورت گيرد تا تبديل به جوانه بارده گردد.

1-    در سال اول هرس لازم است سه جوانه خواب در روي آن نگاه داشته و از بالاي جوانه شاخه را قطع نماييم.

2-    در سال دوم شاخه اي كه از جوانه سوم سال قبل روييده يك جوانه نگه داشته و  بقيه را حذف مي نماييم.

3-    در سال سوم براي فعالي شدن دو ميخچه سال قبل و تبديل آنها به اندام بارده شاخه را از بالاي ميخچه بيروني قطع مي نماييم و در همين سال ميخچه ها فعالي مي گردند.

عمليات و اجراي هرس:

به طور كلي ميوه دادن درخت نسبت معكوس با رشد و نمو آن دارد. يعني اگر درخت داراي رشد زياد باشد ميزان محصول كمتر خواهد شد. بر عكس درختاني كه رشد آنها متوسط يا كمتر است ميوه بيشتري توليد مي كنند. معمولا ميوه هاي سيب و گلابي در روي شاخه هاي سه ساله و يا بيشتر تشكيل مي گردد و كمتر اتفاق مي افتد كه در روي شاخه هاي يك يا دو ساله ميوه تشكيل شود. لذا شاخه هاي قوي را در زمستان بايد بلندتر و در تابستان كوتاه تر هرس نمود. در حالي كه شاخه هاي كه رشد آنها كمتر است در زمستان كوتاه تر هرس مي گردند. ضمنا در درختان سيب و گلابي بزرگ و مسن جوانه هاي چوبي و ميخچه مي تواند چندين سال به حال خواب ابقي بمانند ولي هنگامي كه شاخه هاي زائد را هرس نماييم جوانه هاي مزبور به رشد و نمو خود ادامه مي دهند و فعال مي گردند.

 هرس در روي يك شاخه گلابي براي باردهي در طي چهار سال:

هرس سال اول: در روي يك شاخه بلند در زمستان سه جوانه را باقي گذاشته و از بالاي جوانه سوم شاخه را قطع مي كنيم.

هرس سال دوم: پايين ترين جوانه ذر روي شاخه تبديل به ميخچه شده و جوانه كناري يا دومين جوانه شاخه كوتاه يا كورسون بدون تاج را تشكيل مي دهد. در جوانه سوم كه تبديل به شاخه طويل شده است دو جوانه باقي گذاشته و از بالاي جوانه دوم شاخه را قطع مي كنيم.

هرس سال سوم: در سال سوم ميخچه سال قبل تبديل به لامبورد گشته و كورسون معمولي تبديل به كورسون تاجدار مي گردد. شاخه بلند و طويل شده كه از جوانه انتهايي پديد آمده درست از بالاي كورسون تاجدار حذف مي گردد. لامبورد و كوروسن تشكيل شده در همان سال (سال چهارم) تبديل به ميوه مي گردد.

هرس سال چهارم: در اين سال كورسون كه در سال سوم بار داده است از پاشنه و كنار لامبورد ميوه داشته سال قبل حذف مي گردد تا در روي بورس سال قبل ميخچه و لامبورد تشكيل شده و فعال گردد. تمامي اين عمليات در زمستان موقعي كه هوا مساعد باشد و يا در اوايل پاييز در مناطقي كه زمستان سخت ندارد انجام مي گيرد.

هرس سبز يا تابستانه در درختان سيب و گلابي:

هرس تابستانه يا سبز در طول دوران رشد رويشي و سبز گياه صورت مي گيرد و اين هرس مكمل هرس زمستانه يا خواب مي باشد كه عمل تنظيم باردهي و توليد را بر عهده دارد. امروزه هرس تابستانه در مورد درختان پاكوتاه بسيار مرسوم و ضروري است. زيرا با اين عمل تعداد و مقدار شاخه ها و برگ ها كنترل شده و تعادل بين رشد شاخه ها و ريشه ها برقرار مي گردد. همچنين هوا و نور به سهولت در داخل درخت نفوذ كرده و در ميزان تبخير و تعرق موثر بوده و در رنگ و اندازه ميوه نقش مهمي دارد. در هر حال هرس زمستانه در فرم و رشد شاخه ها و هرس تابستانه در توليد و تنظيم باردهي موثر مي باشد.

زمان هرس تابستانه:

عمليات هرس تابستانه از آغاز فصل رويش مي تواند شروع و تا اواخر فصل رويش ادامه داشته باشد. ولي عملياتي كه در آغاز فصل انجام مي شود تقريبا محدوديت كمتري نسبت به ديگر مراحل در طول رشد دارد. هرس در اواسط تابستان مي تواند در كنترل رشد درخت به نحو چشمگيري موثر واقع شود.

 

اصول كلي هرس تابستانه:

عمل هرس تابستانه بلافاصله با شروع فصل رشد مي تواند آغاز گردد و عملا با قطع جوانه هاي انتهايي كه حدود 5 تا 8 سانتي متر مي باشد، به نسبت يك دوم يا يك سوم شاخه قطع مي گردد. اين نسبت در شاخه هاي پر رشد حدود يك دوم و در شاخه هاي كم رشد حدود يك سوم مي باشد. در جوانه هاي جانبي و شاخه هاي ثانويه كه از محور جوانه هاي برگ شروع به رشد مي كند مي توان اين شاخه ها را از حدود برگ سوم يا چهارم يا پنجم بر حسب ميزان رشد قطع نمود. هنگامي كه قطر شاخه ها به اندازه قطر يك مداد مي رسد عمل هرس در روي آنها شروع مي شود و زمان اجراي عمليات بستگي به شرايط آب و هوايي داشته و معمولا از اواسط خرداد آغاز مي گردد. اگر در مورد رسيدن آنها ترديدي وجود داشته باشد مناسب است كه عمل هرس را كمي ديرتر و حدود اوايل تير انجام داد.

سيستم هاي هرس تابستانه:

1-         سيستم هرس لورت: اين هرس را اصطلاحا هرس كوتاه يا ضعيف در طول دوران رشد مي نامند.

2-         سيستم هرس سه جوانه

3-    سيستم هرس طويل يا شديد: در اين هرس قسمت اعظم شاخه قطع مي گردد و عملا تمام شاخه هاي يكساله را كه به طور مناسب گسترش يافته اند، حفظ مي نماييم و بقيه را به مقدار كم باقي گذاشته و يا كاملا حذف مي كنيم. به طور كلي سعي مي شود ميخچه و جوانه هاي گل را كاملا حفظ نماييم. در درختاني كه عمل فرماسيون در آنها پايان يافته است توصيه مي شود كه يك سوم شاخه هاي عمودي و براي شاخه هاي مايل يك دوم و براي شاخه هاي افقي دو سوم در زمستان عمل قطع انجام گيرد.

هرس سه جوانه: اين هرس زياد شديد نبوده و عملا در هنگام استراحت رويشي درختان صورت مي گيرد، زيرا درختان فاقد برگ بوده و عمليات به آساني صورت خواهد گرفت. هرس سه جوانه يا هرس خشك بايستي همراه با هرس در دوران رويشي با عمل پنسمان انجام شود.

 

پنسمان:

در هرس درختان ميوه به منظور باردهي لازم است جوانه هاي اضافي و يا بيهوده و بي مصرف را پس از شناسايي، قبل يا پس از سبز شدن براي تنظيم تناسب جريان شيره نباتي در شاخه ها حذف نماييم كه اين عمل را اصطلاحا پنسمان مي گويند. گاهي با عمل پنسمان در ماهيت جوانه ها مي توان تغييراتي به عمل آورد. مثلا جوانه هاي چوبي را به ميخچه و ميخچه را نيز به وسيله هرس زمستانه به جوانه گژل تبديل نمود. گاهي عمل پنسمان به صورت حذف برگ هاي انتهايي يا برگ هاي پنجم و ششم مي باشد. نتيجه اين عمل محدود كردن غرور جوانه ها و برگ هاي انتهايي است كه گاهي حذف آنها باعث رشد جوانه هاي مفيد و مناس مي گردد. پنسمان در روي درختان گلابي و سيب در سه مرحله روي شاخه ها صورت مي گيرد.

1-         در روي چند برگ پايين كه معمولا بين 3 تا 5 برگ است.

2-         دومين پنسمان در روي يك يا دو برگ مياني

3-         پنسمان در روي يك يا دو برگ انتهايي.

توضيح اينكه در اواسط و اواخر دوران رويش گياه مي توانيم جوانه چوب، ميخچه و جوانه گل را به ترتيب زير تشخيص و از يكديگر تميز دهيم.

1-         معمولا جوانه چوب حاصل يك برگ مي باشد.

2-         ميخچه معمولا در محلي كه 2 تا 5 برگ تجمع يافته اند پديد مي آيد.

3-    جوانه گل حاصل بيش از 5 برگ يا روزت مي باشد و در اين حال مطمئنا جوانه گل در حال تشكيل است.

تشكيل جوانه انتهايي در سيب دير وقت در پاييز صورت مي گيرد ولي در يك نوع گلابي در اواخر خرداد ماه و اوايل مرداد ماه انجام مي شود. پنسمان بر روي شاخه هاي جوان در حال تكامل انجام مي گيرد كه حاصل برگ هاي جوان و علفي مي باشند و طول آنها 15 سانتي متر است و در موارد زير اهميت دارد:

1-         بر روي شاخه هاي نرك كه رشد رويشي زياد از حد دارند.

2-         بر روي شاخه جواني كه روي عضو گل دهنده قرار دارند.

3-    بر روي شاخه هاي جانبي كه از شاخه اصلي منشعب مي شوند و منظور ار آنها تربيت شاخه ميوه دهنده است.

در واريته هايي كه رشد معمولي دارند از بالاي سومين جوانه قطع مي گردد و در واريته هايي كه رشد قوي دارند از بالاي 4 يا 5 جوانه صورت مي گيرد. هرس تابستانه يا سبز بر روي شاخه ها بالغ ولي پنسمان بر روي شاخه هاي جوان و علفي صورت مي گيرد. هرس سبز يا تابستانه بر روي شاخه هايي است كه رشد آنها در اواسط تابستان براي برخي و در اوايل پاييز براي برخي ارقام ديگر به پايان رسيده است. شاخه هايي كه قبل از خزان رشد و نمو خود را به پايان مي رسانند و داراي جوانه مشخصي مي باشند اگر مدتي قبل از خزان كه جريان شيره نباتي كندتر مي شود به وسيله هرس سبز قسمت انتهايي شاخه را حذف مي نماييم و به سهولت جريان ملايمي از شيره موجود در اختيار اعضاي تحتاني شاخه قرار گرفته و تكامل آنها را به اعضاي ميوه دهنده تسهيل خواهد كرد و اگر زودتر انجام گيرد نتيجه معكوس در بر خواهد داشت. زيرا جريان شديد شيره نباتي باعث فعال شدن و رشد و نمو اعضاي تحتاني نشده و از تكامل آنها در جهت توليد جوانه هاي ميوه دهنده جلوگيري خواهد كرد و براي اين كار از قسمت هاي انتهايي شاخه به وسيله هرس سبز قطع مي شود.

هرس درختان به:

بر اساس نظريه هاي دانشمندان سرزمين اصلي پيدايش ارقام بومي به در نواحي غربي و مرز آسيا بوده استو بهترين آب و هوا براي رشد درختان به مناطق گرم مي باشد و در مناطقي كه خطر سرما زدگي وجود دارد بايد از كاشت درختان به خودداري نمود. طبق بررسي هاي انجام شده در ايران حدود 13 واريته به وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:

به اصفهان، به زرد نيشابور، به درشت لواسان، به درشت مظاهري، به درشت لاهيجان و به درشت حاجي رفيع.

از آنجائيكه درختان به داراي رشد ساليانه ضعيفي هستند و قسمت هاي ميوه دهنده آن شاخه هاي انتهايي مي باشند، عمليات هرس كمتر و يا اصولا در درختان به صورت نمي گيرد. چون در صورت اجراي هرس خسارت فراواني به ميزان محصول وارد خواهد آورد. اما چون پس از چند سال به علت سنگيني شاخه ها و زيادي محصول خطر شكستن شاخه ها وجود دارد بنابراين بايستي هر سه يا چهار سال يك بار شاخه هاي اضافي، خشك شده و مريض را قطع و حذف نماييم. اصولا قدرت رويشي درختان رابطه مستقيمي با پايه هاي آن دارد. بنابراين در فرم دهي اوليه درختان به و نحوه پرورش آنها مناسب خواهد بود درختان را به صورت نيمه پا بلند يا پابلند شكل كروي بر روي پايه هاي متوسط تربيت نمايند.

هرس درختان هلو:

در مورد موطن اصلي درختان هلو عقايد و نظريات مختلفي تا كنون ارائه شده است. برخي بر اين عقيده اند كه درختان هلو بومي سرزمين ايران بوده و عده اي مبدا آن را بر اساس موسسه ها به سرزمين چين نسبت مي دهند. به طور كلي پوست ميوه بعضي از واريته هاي هلو كرك دار بوده و آن را هلو ويا شفتالو مي نامند و پوست ميوه برخي ديگر صاف و بدون كرك است كه آنها را شليل مي نامند. به طور كلي درختان هلو طالب آب و هواي گرم و معتدل بوده و نسبت به سرماي بهاره حساس هستند. ريشه درختان هلو نسبت به كمبود اكسيژن حساسيت خاصي را نشان مي دهند و لازم است در اراضي نسبتا سبك كشت نمود. پايه هاي بذري قرار دارند داراي رشد قوي و استحكام فراواني مي باشند. از پايه هاي غير بذري كه امروزه بيشتر براي درختان هلو در مناطق سرد و يا زمين هاي مرطوب مورد استفاده قرار مي گيرند مي توان پايه هاي آلو و گوجه يا بادام و زرد آلو را نام برد. پايه هاي بادام براي مناطق خشك و سنگلاخي كاشته مي شود، استحكام زيادي دارند. و درختان روي اين پايه هاي مقاومت زيادتري نسبت به سرما و بيماري هاي مختلف خواهند داشت. پايه هاي زردآلو براي زمين هاي قليايي و آهكي استفاده مي شود. درختان هلو را معمولا به اندازه و اشكال مختلف پابلند، نيمه بلند، و پاكوتاه پرورش مي دهند و سيستم هاي فرم دهي شامل فرم گرد يا كروي يا پهن مي باشند. تجربيات نشان داده ست در نواحي و مناطق معتدله بيشتر از اشكال پابلند يا نيمه پا بلند به فرم پهن و در نواحي سرد فرم هاي گرد و پا كوتاه استفاده مي كنند. از آنجايي كه در درختان هبو رشد و نمو شاخه هاي يك ساله سريع تر از رشد و نمو غالب درختان ميوه مي باشد اگر آنها را هرس نماييم، پس از چند سال به عال تركم شاخه ها، تاج درخت به صورت انبوهي درآمده و از نظر نرسيدن نور و هوا به اندازه كافي مشكلات عديده اي را پديد مي آورد. بنابراين براي حفظ چگونگي فرم و باردهي عمل هرس ضروري مي باشد. پرورش هرس جامي با مركز باز توصيه مي شود. هر چند مي توان درختان هلو با سيستم هرس جامي با محور يا ليدر تغيير شكل يافته هم پرورش و تربيت نمود. اصولا درختان هلو در بهار و يا هنگام شروع فعاليت مي توانند سريع محل هاي برش و يا زخم هاي حاصله را در آن زمان هرس را بايستي متناسب با اين مسائل انتخاب كرد. به طور كلي هرس دختان هلو در سنين بالا به منظور ايجاد كندي و توقف در پير شدن درخت هلو صورت مي گيرد و در عمل باردهي نقش موثري دارد.


هرس فرماسيون نوعي جامي در هلو:


سال اول
: درسال اول از سطح خاك تا ارتفاع 50 سانتي متر از نهال را نگاه داشته و بقيه نهال را سربرداري مي كنند. معمولا در روي نهال حدود 2 تا 5 جوانه نگهداري مي شود و در نهال هاي داراي شاخه، 4 شاخه را از روي دو جوانه پايين نزديك محل اتصال نگاه داشته و بقيه را قطع مي نمايند و ارتفاع درخت را در 50 سانتي متر قطع مي كنند.


سال دوم:
از شاخه ها و جوانه هاي رشد يافته در طول ال تعداد 3 تا 4 شاخه اي كه كاملا رشد كرده اند و از نظر خصوصيات فرم وضعيت مناسبي دارند حفظ كرده و بقيه را حذف مي نماييم و بر روي شاخه هاي باقي مانده كه طول شاخه هاي اصلي اسكلت درخت را مي سازند برابر با دو سوم طول از محل اتصال به تنه نگاه داشته و بقيه را از جوانه اي كه به سمت بيرون قرار دارد، سربرداري مي نمايين. ضمنا شاخه هاي فرعي كه در روي شاخه اي اصلي تشكيل شده اند يا به صورت ديگر كورسون ها را از بالاي جوانه دوم قطع مي نماييم.


سال سوم
: طبيعي است كه در روي شاخه هاي اصلي، شاخه هاي جانبي يا فرعي به صورت دو شاخه ظاهر مي گردند. عمليات هرس در روي اين شاخه ها بدين ترتيب است كه از قسمت سر شاخه به نسبت يك دوم تا يك سوم سربرداري مي شود. از سال سوم به بعد عمليات هرس تقريبا ساده است. زيرا تعداد شاخه هاي اصلي درخت شكل واقعي خود را يافته اند و معمولا تعداد آنها بين 6 تا 8 عددد مي باشد و از اين سال به بعد عمليات بيشتر در جهت باردهي صورت مي گيرد و هدايت شاخك ها و جوانه ها، به منظور بارآوري ضروري است.

فاصله شاخه ها براي سيستم هرس بدون محور يا مركز باز حدود 10 تا 50 سانتي متر مي باشد. ضمنا توصيه مي شود شاخه هايي كه از سال دوم به بعد بر روي تنه به صورت عمودي رسته يا به طور عمودي از وسط شاخه هاي ديگر رشد و نمو كرده است بايستي حذف گردند. كساني كه به هرس درختان هلو در سنين بالا (بعد از دو سالگي) مي پردازند لازم است توجه داشته باشند كه شاخه هاي كوتاه (كورسون يا شاخك ها) را حتي المقدور قطع ننمايند. در سالهاي بعد از سه سالگي شاخه هايي كه به داخل تاج جهت يافته و رشد و نمو نموده اند بايستي حذف گردند تا نور و هوا به مقدار كافي در تاج درخت نفوذ كند.


هرس باردهي در درختان هلو:

هرس باردهي درختان هلو معمولا مي تواند در زمستان در صورتي كه شرايط محيطي مناسب باشد صورت مي گيرد. اصولا جوانه و تكمه هاي گل در روي شاخه هاي سال قبل تشكيل مي شود كه مي توان به سه دسته تقسيم نمود:

1-    شاخه هاي نرك يا گورمان: شاخه هاي چوبي رشد گرده اي هستند كه معمولا طول شان از يك متر متجاز بوده و در روي آنها غالبا شاخه هاي ديگري تشكيل و منشعب مي گردند.

2-    شاخه هاي مركب: اين شاخه ها بهترين و مناسبترين شاخه هاي درختان هلو مي باشند. زيرا علاوه بر جوانه هاي برگ، داراي جوانه هاي گل نيز مي باشند و از نظر هرس اهميت خاصي دارند. در روي اين شاخه ها به طور كلي مابين دو جوانه گل يك جوانه برگ قرار دارد. كه به اين شاخه ها در درختان هلو شاخه هاي حقيقي يا اصلي مي گويند. شاخه هاي مركب اصولا حاصل جوانه هايي مي باشند كه محل استقرارشان تقريبا به شرح زير مشخص مي گردد:

-             در قسمت پايين شاخه گاهي چند جوانه چوبي ساده.

-             درقسمت مياني شاخه، دو جوانه چوب و يك جوانه ساده گل (يك، دو و يا سه گل).

-             در قسمت فوقاني شاخه چند جوانه چوبي ساده.

3-    شاخه هاي ضعيف و باريك يا شيفون:

اين شاخه ها به طور كلي حاصل جوانه هاي گل بوده و در روي آنها ميوه تشكيل مي گردد و در انتهاي آنها جوانه برگ پديد مي آيد. ولي در طول آن جوانه هاي برگ به ندرت به وجود مي آيند و ميوه هايي كه در روي اين شاخه ها تشكيل مي شوند داراي مرغوبيت كمتري نسبت به ميوه هاي تشكيل شده در روي شاخه هاي مركب هستند و اين شاخه ها روي هم رفته شاخه هاي مرغوبي نمي باشند و كاشناسان به آنها شاخه هاي غير حقيقي مي گويند.

4-    دسته گل بهاري (جوانه گل مجتمع):

شاخه كوتاهي است كه داراي تعداد زيادي جوانه گل بوده و در انتها داراي يك بته است و طول آن 5-3 سانتي متر است. جوانه هاي گل در درختان هلو بر خلاف گل هاي سيب، گلابي و به ، قابل تبديل به جوانه برگ و يا بالعكس هستند و جوانه هاي گل معمولا بر روي  شاخه هاي يك ساله قرار مي گيرند. در هر حال در هر جوانه گل در درخت هلو يك تا دو گل وجود دارد. جوانه هاي گل هلو نسبت به سرما حساسيت زيادي دارند و آزمايشات نشان داده اند كه با استفاده از ماده شيميايي آلار مي توان باعث تاخير در باز شدن شكوفه ها گرديد و از صدمه سرماي بهاره آنها را نجات داد كه اين ماده با غلظت 100 تا 250 پي پي ام (قسمت در ميليون) مورد استفاده قرار مي گيرد. شاخه هاي نرك ظاهرا نقش زيادي در عمل بارآوري ندارند و لازم است آنها را حذف نماييد. ولي در برخي موارد شاخه اصلي فاقد شاخك ها بوده و اين حال نرك ها به طور آزاد در روي شاخه اصلي رويش مي يابند. در اين حال لازم است آنها را با دقت تميز نمود تا در روي آن كورسون هاي قوي و مناسب تشكيل گردند كه جوانه هاي متعدد گل در روي آنها بتوانند فعال شوند. اگر شاخه نرك در روي شاخك ها تشكيل شوند با هرس مي توان پاره اي از جوانه هاي آن را فعال نمود كه اگر شاخه نركي توانست مفيد واقع شود مناسب در خرداد ماه آنرا به طول 10 تا 15 سانتي متر نگه داري و بقيه را حذف نماييم.


جوانه ها

1-   جوانه چوب: اين جوانه ها نوك تيز و مخروطي شكل هستند و روي شاخه هاي يك ساله قرار دارند.

2-    جوانه هاي استيپولر: معمولا بر حسب رشد اين جوانه ها از نظر اندازه و بزرگي همانند جوانه هاي چوب معمولي و يا جوانه هاي گل هستند.

3-    جوانه انتهايي كورسون: گاهي در انتهاي كورسون ها يا در زاويه ها يا انتهاي شاخه هاي اصلي در اثر تراكم شيره نباتي، جوانه هاي منحصر و منفرد ظاهر مي شوند.

4-    جوانه هاي گل: اين جوانه ها تقريبا كروي و قبل از شكوفا شدن كركدار و در هنگام باز شدن به رنگ صورتي مي باشند. معمولاه همه آنها يك شكل بوده و در روي شاخه هاي يك ساله ظاهر مي شوند.

5-    ميخچه يا دارد: معمولا در روي شاخه هاي نسبتا مسن و چوبي شده و يا روي كورسون هاي ضعيف پس از زمستان سرد ظاهر مي شوند. در درختان هلو عمل هرس معمولا قبل از گل و يا هنگام گلدهي انجام مي شود و به طور كلي ميوه بر روي شاخه هاي يك ساله پديد مي آيد.

هرس باردهي هلو به طريقه كلاسيك و آمريكايي مي باشد.


هرس كلاسيك:

ميوه ها درهلو درون شاخه هاي يك ساله تشكيل مي گردند بنابراين در روي هر كورسون يك يا دو شاخه جايگزين بايستي تشكيل گردد و معمولا اين شاخه كاملا بايستي نزذيك شاخه هاي اصلي و يا روي شاخه هاي فرعي پديد آيند. در اين حال شيره نباتي كه در حركت است بايستي در روي يك يا دو جوانه چوبي متمركز شود. براي اين منظور در روي هر كورسون 3 تا 5 جفت گل حفظ مي گردد و در هنگامي كه عمل جوانه گيري به منظور تعادل انجام مي شود، دو ميوه باقي بماند . به طور كلي در درختان كم رشد جوانه هاي ميوه دهنده به حالت مجزا و مجاور جوانه برگ رشد مي نمايند و از آنجايي كه جوانه هاي ميوه دهنده در درختان هلو زياد مي باشد، اگر هرس در فصل زمستان صورت پذيرد در روي كاهش تعداد ميوه شديدا موثر واقع مي شود. گاهي هرس زمستانه كه به منظور جوان كردن شاخه هاي ميوه دهنده مي باشد، موجب مي شود كه شاخه هاي پاييني و مياني كه حالت انبوهي يافته اند ظرفيت باردهي خود را پايين آورده و درخت سريعا به طرف پيري حركت نكند. بنابراين جهت جوان كردن درختان هلو و بالا بردن سن باردهي عمليات هرس در سنين بالاي 5 سال انجام مي شود. در غير اين صورت عمر درخت هلو كاهش مي يابد و عدم هرس درختان هلو در ايران باعث از پا درآمدن درخت در سنين جواني مي گردد و باغداراي درخت هلو را درخت كم عمر تصور كنند. لذا جهت هرس هلو عمليات زير صورت مي گيرد:

1-    كورسوني كه حامل يك شاخه چوبي است و داراي تعدادي جوانه مي باشد، براي تشكيل شاخه جايگزين كه تبديل به شاخه بارده گردد لازم است از بالاي دو جوانه پايين شاخه را قطع نماييم.

2-    كورسوني كه به صورت يك شاخه مركب است در روي اين شاخه دو جوانه پايين را به عنوان شاخه هاي جايگزين براي باردهي در سال بعد نگه داشته و در اين سال 4 يا 5 جفت جوانه هاي گل را در روي همين شاخه مركب حفظ مي نماييم و بقيه را از بالاي آخرين جوانه چوبي قطع مي كنيم.

3-    شاخه هاي باريك يا شيفون را كمتر دست كاري مي كنند و جوانه انتهايي آن را به صورت آزاد باقي مي گذارند تا احتمالا جوانه چوب شيفون جديدي را تشكيل دهد.

4-    شاخك كوتاه حامل تعدادي گل را در هرس كمتر عمليات رويشان انجام مي دهيم زيرا جوانه چوب كه در انتها قرار گرفته است اگر حذف گردد كورسون جديدي در آينده توليد نمي شود. لذا عمليات هرس روي آنها مناسب نمي باشد.

5-    كورسوني كه حامل دو شاخه مركب است همل هرس بدين ترتيب صورت مي گيرد كه دو جوانه چوب را در روي يكي از شاخه ها نگه داشته و بقيه را از بالاي دو جوانه مشخص شده قطع مي كنند. در روي شاخه مركب ديگر تعداد 4 تا 5 جفت جوانه گل را حفظ كرده و بقيه را سربرداري مي كنند.

6-    در حالتي كه يك كورسون حامل چند شيفون و تعدادي جوانه گل در روي شاخه كوتاه باشد در اين حالت يكي از شيفون ها را از بالاي دو جوانه پايين قطع مي نماييم تا دو جوانه باقي بماند. در سال بعد دو شاخه بارده را تشكيل دهد. جوانه هاي گل باقيمانده در روي شاخه ديگر را بدون عمليات هرس همچنان نگه داري مي نماييم.

7-    نرك، اين اندام بيشتر در روي درختان مسن مي تواند مفيد باشد و با عمل هرس جوانه هاي موجود در روي آن را فعال مي كنند. بنابراين شاخه هاي نرك را به طور يك دوم يا يك سوم از طول قطع مي كنند. در درختاني كه نسبتا قوي هستند تعداد 3 تا 4 جوانه در روي آن باقي گذاشته و بقيه را سربرداري مي كنند.

8-    كورسوني كه حامل دو شاخه و جوانه گل مجتمع مي باشد لازم است يكي از شاخه ها كه مسن تر مي باشد حذف كرده و جوانه گل مجتمع را بدون دستكاري باقي مي گذاريم و شاخه موجود در بالاي جوانه گل را سر برداري مي كنند تا شاخه جايگزين در سال بعد پديد آيد.

9-    كورسوني كه حامل جوانه كناري گل مجتمع است، در اين حال از بالاي دسته گل مجتمع كورسون را سربرداري مي كنيم تا باردهي به نحو مناسب صورت گيرد.

10-  در پاره اي از حالات روي شاخه هاي چوبي دو دسته گل مجتمع مجاور يكديگر تشكيل مي شوند. براي باردهي و داشتن محصول مرغوب لازم است يكي از آنها را حذف نماييم.


هرس سبز در هلو:

معمولا عمليات هرس سبز در روي درختان هلو مي تواند شامل قسمت هاي مختلف باشد كه نهايتا در درختاني كه كورسون ها به طور غير طبيعي و قبل از رسيدن از بين مي روند، انجام مي شود. در عمل تمام جوانه هاي چوبي كه مفيد نيستند حذف مي شوند. معمولا بر روي شاخه اي كه در اوايل بهار حذف شده است اگر 6 جوانه رشد نمايد چهار جوانه آن را حفظ كرده و دو جوانه داخلي را حذف مي نماييم. گاهي عمل حذف جوانه ها محدود به شاخه ها و جوانه هاي داخلي مي گردد و عمل جوانه گيري مي تواند همراه با پنسمان باشد. زيرا عمل جوانه گيري كافي نمي باشد و لازم است قسمت هايي از شاخه ها را كه در داخل واقع شده اند و شاخه هاي جانشين يا جايگزين را توليد نمي كنند قسمتي از آن را قطع نماييم تا شاخه هاي جايگزين تشكيل گردد. براي اجراي عمليات پنسمان روي دو يا سه برگ از شاخه هاي جوان صورت مي گيرد. بدين ترتيب شيره نباتي را به طرف جوانه هاي باقيمانده هدايت مي كنيم. گاهي در طي عمل پنسمان ميوه هايي كه در زير شاخه و يا در محل نامناسب تشكيل شده است به منظور مرغربيت ديگر ميوه هاي موجود در روي شاخه تعدادي از آنها حذف گردد. همچنين شاخه هايي كه قوي هستند لازم است در روي 2 تا 3 جوانه برگي آنها عمل پنسمان صورت گيرد. شاخه هاي جانشين را در تير و مرداد ماه به طول 30 تا 35 سانتي متر پنسمان مي كنند.


هرس درختان زردآلو:

گياه زردآلو از زمان هاي بسيار قديم حدود چهار هزار سال پيش در چين كشت مي شده است. ولي عده اي از محققين بر اين باورند كه زردآلو برمي ارمنستان مي باشد. از آنجايي كه گل هاي زردآلو زود باز مي شوند بيشتر در معرض خطر سرماي بهاره قرار مي گيرند. لرذا بايستي در مناطقي كه همه ساله سرماي ديررس بهاره وجود دارد از كاشت درختان زردآلو خود داري نمود. به طور كلي درختان زردآلو طالب زمين هاي گرم و سبك مي باشند. جوانه هاي گل در درختان زردآْلو قبل از باز شدن مي تواند سرماي 4- درجه سانتي گراد را تحمل نمايد و پس از باز شدن گل ها درجه حرارت هاي كمتر از 2- درجه سانتيگراد موجب سرما زدگي آنها مي شود. نكته جالب، حساسيت گل هاي زردآلو به باران است و در اثر باران صدمه زيادي مي بيند. امروزه با استفاده از برخي هورمون ها مثل آلار يا سايكوسل (ccc) مي توان دوره رشد و زمان شكوفا شدن گل ها را در درختان زردآْلو تا حدي با تاخير انداخت و از خسارت حاصله در اثر حرارت هاي زير صفر در اوايل فصل جلوگيري كرد.


پايه هاي مناسب براي زردآلو:

پايه هاي بذري براي زمين هاي گرم و خشك و سنگلاخي و نامرغوب توصيه مي شود. ولي پايه هاي بذري هلو و گوجه كه زردآْلو روي آنها پيوند مي شود مورد استفاده قرار مي گيرد. بهترين پايه زردآلو پايه هاي انواع هلو مي باشد. در زمين هاي سنگين و نا مرغوب پايه گوجه براي زردآلو مناسب مي باشد.


هرس زردآلو:

به طور كلي ميوه زردآلو نيز بر روي شاخه هاي يك ساله تشكيل مي شود و گاهي ميخچه هايي كه در روي شاخه هاي يك ساله تشكيل مي گردند مي توانند بين دو تا سه سال بارآور باشند و بعدا خشك شوند. حال با توجه به كيفيت باردهي در روي اندام ها در صورت عدم اجراي هرس شاخه هاي خشك و كم بار انبوهي در درختان ايجاد كرده و موجب نرسيدن نور به داخل تاج مي شوند.


هرس فرماسيون درختان زردآلو:

هرس فرمي در درختان زردآْو از تنوع خاصي برخوردار است و به صورت پا بلند و نيمه پابلند پرورش مي دهند. ديگر فرم هايي كه براي پرورش فرمي زردآلو مرسوم مي باشد فرم جامي بدون محور و با محور – بادبزني با شاخه هاي مايل بادبزني يا شاخه هاي افقي و پالمت ساده است.


هرس باردهي درختان زردآلو:

همانطوري كه مشخص است هدف از هرس باردهي، ايجاد و توليد شاخه هاي جديدي مي باشد كه بتوانند جانشين شاخه هايي كه بارآوري آنها محدود و يا متوقف شده است، گردند. لذا شناسايي شاخه هاي زردآلو حائز اهميت است.

1-    جوانه هاي چوب: اين جوانه ها كوچك، مخروطي، و در روي بالشتك كوچكي كه كمي برجسته است قرار دارند.

2-    تكمه هاي گل: اين جوانه ها گرد هستند و در زمستان تشخيص آنها مشكل است ولي يك ماه قبل از شكوفا شدن گل به خوبي نمايان مي شوند. در روي برخي از شاخه هاي يك ساله جوانه هاي كشيده و منفردي كه در انتهاي شاخه ها كوتاه تر از جوانه هاي پايين هستند، پديد مي آيند. اين جوانه ها به علت عدم تغذيه مناسب و كافي تبديل به جوانههاي گل ضعيف مي شوند.

3-    جوانه هاي دوبل: همانند هلو جوانه هاي گل گاهي به صورت دو تايي مجتمع و يا مجزا از يكديگر به طوري كه در ميان آنها يك جوانه برگ قرار گرفته ديده مي شود.

4-    جوانه خواب: اين نوع جوانه ها همانند جوانه هايي كه در گونه هاي درختان دانه دار ديده مي شود در زردآلو تشكيل مي گردند. هنگامي كه جوانه انتهايي كورسون به دليلي فعال نشود آنها فعال گشته و اندام هايي را توليد مي كنند. با فعاليت و رشد و نمو جوانه هاي برگي اندام هاي خاصي در درختان زردآْلو تشكيل مي شود كه عبارتند از:

1-    گورمان- شاخه هاي طويل و قوي هستند كه در ناحيه اتصال به شاخه بسيار ضخيم و قوي مي باشند و جوانه هاي روي آن با فاصله زيادي از يكديگر قرار دارند و جوانه هاي برگي هستند.

2-    شاخه هاي چوبي: شاخه هايي كوتاه، باريك و فواصل جوانه ها طبيعي مي باشند. همچنين جوانه هايي كه در روي اين شاخه تشكيل مي شوند تبديل به جوانه هاي برگي مي شوند.

3-    شاخه هاي بارآور: اين شاخه ها، شامل شاخه هاي مركب همانند شاخه هاي هلو بوده و در روي اين شاخه ها جوانههاي برگي (نوك تيز) و جوانه هاي گل به صورت گرد هستند. ضمنا جوانه هاي گل مجتمع (دسته گل بهاري) در درختان زردآْلو همانند هلو تشكيل مي گردد. اين جوانه ها به طول 3 تا 4 سانتي متر بوده و از چندين جوانه گل توليد شده اند كه در مركز آنها جوانه برگي قرار گرفته است. شكل عمومي آنها همانند تاجي بوده كه در وسط باريك و خاردار مي باشد. اين گونه جوانه ها معمولا بر روي برندي هاي دو يا سه ساله تشكيل مي شوند و از نظر توليد براي درختان زردآلو جالب هستند. به طور كلي جوانه هاي گل به صورت منفرد در روي شاخه هاي يك ساله و به طور اختصاصي در روي شاخه هاي 2 يا 3 ساله ظاهر مي شوند. هرس درختان زردآلو به منظور حفظ و نگهداري كورسون هاي كوتاه مي باشد تا عمل بارآوري به خوبي صورت گيرد. همچنين جوانه هاي چوبي تغيير يافته و برندي هاي بارده را ايجاد مي كنند. اگر هرس خيلي شديد انجام شود، جوانه هاي باقي مانده توليد شاخه هاي چوبي مي نمايند. عمليات هرس در تابستان قبل و يا بعد از برداشت محصول به منظور تشكيل ميوه ها و از طرف ديگر تبديل جوانه هاي برگي به جوانه هاي گل انجام مي شود. اصولا عمليات هرس تابستانه همانند هرس تابستانه هلو مي باشد.


هرس درختان گيلاس و آلبالو:

درختان گيلاس و آلبالو نخست در مابين درياي خزر و درياي سياه به طور وحشي پراكنده بوده اند و بعدا به نواحي ديگر برده و گسترده شده است. مناسب ترين منطقه كشت درختان گيلاس و آلبالو معمولا مناطقي است كه عاري از خطر سرمازدگي و بادهاي شديد مي باشد. در مناطقي كه درجه حرارت ها خيلي زود بالا مي رود و دوره خواب زمستانه اين درختان قبل از بهار شكسته مي شود، در معرض خطر سرمازدگي بهاره قرار مي گيرند. زيرا حساسيت گل هاي آنها به سرما زياد مي باشد. به طور كلي چنين به نظر مي رسد كه درختان گيلاس و آلبالو در دره هاي مرتفع و در خاك هاي خشك و سبك بهترين رشد را خواهند داشت. به طور كلي درختان گيلاس و آلبالو را به انواع اشكال مختلف گرد و پهن پرورش مي دهند. ولي امروزه بيشتر فرم هاي كروي نيمه پاكوتاه، براي گيلاس و فرم هاي پاكوتاه براي آلبالو توصيه مي شود. به عنوان يادآوري اشاره مي شود كه درختان گيلاس را تقريبا شبيه به سيب هرس مي كنند و عمليات سربرداري از 60 الي 80 سانتي متري سطح خاك انجام مي شود. به طور كلي تعداد شاخه هاي اصلي را برحسب فرم بين 3 تا 4 شاخه در نظر مي گيرند و فواصل بين شاخه ها را 30 سانتي متر در نظر مي گيرند . از آنجايي كه شاخه هاي گيلاس داراي شكنندگي زيادي مي باشند، لازم است هنگام شكل و فرم دهي شاخه هاي اصلي زواياي واقعي خود ار يافته و از بسته بودن زاويه آنها جلوگيري شود.


هرس باردهي:

معمولا درختان گيلاس داراي رشد عمودي زيادي مي باشند و ارتفاع آنها گاهي تا 20 متر هم مي رسد. در حالي كه درختان آلبالو داراي رشد ضعيف تر بوده و ارتفاع آنها به 5 تا 8 متر مي رسد. به طور كلي در روي درختان گيلاس و آلبالو دو نوع جوانه يكي جوانه برگ و ديگري جوانه گل را مي توان تشخيص داد. جوانه هاي انتهايي هميشه جوانه برگي بوده و جوانه هاي گل بر روي شاخه هاي مختلف در قسمت هاي جانبي ظاهر مي شوند. جوانه هاي گل در درختان گيلاس به طور عمده روي شاخه هاي دو ساله و كمتر در ابتداي شاخه هاي يك ساله قرار دارند. در صورتي كه در آلبالو ببشتر روي شاخه هاي يك ساله قرار دارند و كمتر روي شاخه دو ساله است. در گيلاس بيشتر جوانه هاي گل به صورت مجتمع بر روي شاخه هاي دو ساله قرار دارند و در حد فاصل بين شاخه هاي دو ساله و يك ساله مقدار كمي گل هاي منفرد تشكيل مي گردد. اصولا ميوه گيلاس بر روي زائده هاي بارده كوتاه تشكيل مي شود. به طور كلي شاخه هاي رويشي و توليد مثلي در روي گيلاس به شرح زير مي باشند:

1-         شاخه هاي چوبي

2-         شاخه هاي مركب

3-         شاخه هاي منشعب زاويه دار

4-         شاخه هاي نرك

5-         برندي يا شيفون

6-         شاخه هاي طويل

7-         گل هاي مجتمع يا دسته گل بهاري

هرس شاخه هاي ذكر شدده به صورت زير است:

1-    شاخه هاي چوبي: كه حامل تعدادي جوانه برگ مي باشند بر حسب شدت و قدرت رشد آنها 3 تا 5 جوانه را نگاه داشته و بقيه را قطع مي كنند.

2-    شاخه هاي مركب: اين شاخه ها حامل جوانه هاي برگ و گل بوده و در هرس در روي آنها همانند شاخه هاي چوبي مي باشند.

3-    شاخه هاي منشعب: معمولا اين گونه انشعابات در روي شاخه هاي قوي و طويل ظاهر مي شود و هرس در روي آنها از جوانه هاي استيپولر صورت مي گيرد.

4-    شاخه هاي نرك: اين گونه شاخه ها شاخه هاي چوبي خيلي قوي مي باشند. اگر اين شاخه ها به منظور شكل دادن به كار رود با حفظ 5 يا 6 جوانه بقيه را سربرداري مي كنند. در غير اين صورت بايستي از نزديك جوانه استيپولر حذف گردند.

5-    برندي يا شيفون: اين شاخه ها معمولا كوتاه بوده و حامل جوانه هاي گل مي باشندو بر حسب جوانه انتهايي و استيپولر حامل جوانه هاي برگي هم هستند. حال اگر شيفون ها خيلي كوتاه باشند آنها را كانلا حفظ مي نماييم و اگر طويل باشند جوانه انتهايي را قطع مي كنيم. در حالتي كه شيفون ها مسن و طويل مي گردند همانند شاخه هاي نرك با آنها عمل مي شود.

6-    شاخه هاي طويل: اين شاخه ها مي توانند بعدا حامل جوانه هاي گل گردند. بنابراين از يك دوم يا يك سوم طول قطع مي شوند.

7-    دسته گل بهاري: اندام هاي كوتاهي هستند كه از توده گل ها تشكيل شده اند و بهترين اندام باردهي در گيلاس مي باشند و به هيچ وجه نبايستي آنها را دستكاري كرد. همچنين كورسون هايي كه حامل جوانه هاي گل به صورت منفرد هستند بايستي آنها را حفظ نمود.

اگر كورسون هاي مسن حامل گل مجتمع و شاخه چوبي باشد، شاخه چوبي را قطع مي كنند تا گل هاي مجتمع رشد و نمو كافي براي توليد بار داشته باشند. در حالتي كه كورسون مسن همراه با مقدار زيادي توده گل مجتمع است در اين شرايط 2 تا 3 دسته از گل هاي مجتمع را نزديك شاخه هاي چوبي نگه داشته و بقيه را حذف مي كنند. به طور كلي عمليات هرس زمستانه در درختان گيلاس پس از چند سال فقط به منظور حفظ فرم و ايجاد شرايط مناسب براي جريان هوا و نور مي باشد. شاخه هاي افقي و خيلي قوي را بايستي كوتاه نمود و شاخه هاي اضافي داخل تاج را حذف كرد. در فرم هاي جامي، بوته اي بادبزني- لازم است شاخه هاي خيلي طويل را كوتاه كرد و مركز درخت را از شاخه هاي اضافي خالي نمود.

پنسمان:

به طور كلي عمليات هرس تابستانه كه پنسمان قسمتي از آن مي باشد در روي شاخه هاي طويل كمتر انجام شده و در شاخه هاي جانبي به طور محدود كم صورت مي گيرد. اين پنسمان در روي 2 يا 3 برگ و بعدا در روي يك يا دو برگ انجام مي شود. هرس درختان آْلبالو شباهت به هرس درختان گيلاس دارد با اين تفاوت كه هرس در درختان آلبالو بايد در دفعات بيشتري صورت گيرد. زيرا جوانه هاي آلبالو اگر در سال اول شكفته نشوند در سال بعد قدرت رويش خود را از دست مي دهند و شاخه ها قدري خالي و يا عاري از شاخه هاي فرعي مي شوند.


هرس درختان آلو و گوجه:

درختان آلو و گوجه از گونه هاي وحشي نواحي آسياي صغير و اروپاي شرقي مي باشند. پايه هاي آلو شامل پايه هاي بذري آلوي مير و بالان و آلوي برومپتون و جولين مي باشد و از پايه هلو در زمين هاي گرم و شني استفاده مي شود و از پايه زردآْلو هم مي توان استفاده كرد. به طور كلي درختان آلو و گوجه داراي رشد رويشي نسبتا ضعيفي مي باشند و معمولا به صورت پابلند و نيمه پابلند (متوسط) تربيت و پرورش مي يابند و در سال هاي اخير آنها را به فرم بادبزني – هرمي- جامي بدون محور و يا با محور پرورش مي دهند. در پاره اي از ارقام آْلو، مخصوصا آنهايي كه داراي شاخه هاي گسترده اي مي باشند بيشتر به صورت جامي توخالي شكل و پرورش مي دهند. اصولا تعداد شاخه هاي اصلي را بين 3 تا 5 شاخه در نظر مي گيرند. درختان آلو و گوجه نياز به هرس نداشته زيرا برخي از درختان آلو طبيعتا بدون هرس شكل مناسبي دارند و فقط به حذف شاخه هاي اضافي در ميان تاج و شاخه هاي خشكيده اكتفا مي كنند.

 

هرس باردهي:

هرس باردهي در درختان گوجه و آلو تقريبا شبيه به هلو مي باشد و ميوه ها بر روي شاخه هاي يك ساله و زائده هايي كوتاه و بارده كه در روي شا خه هاي مسن تشكيل مي شوند، پديد مي آيد. شاخه هايي كه در روي درختان آلو و گوجه تشكيل شده و در باردهي موثرند،  عبارتند از:

1-    شاخه هاي چوبي  2- شاخه هاي مركب 3- شيفون يا برندي 4- گل هاي مجتمع (دسته گل بهاري) 5- نرك ها

اصولا هرس باردهي در روي اين درختان اگر صورت گيرد فقط به منظور توليد شاخه هاي حاصل از گل هاي مجتمع مي باشد، تا ظرفيت باردهي بالا رود. بنابراين هرس درختان آلو و گوجه در مقايسه با زردآلو و هلو خيلي سبك تر مي باشد. ضمنا بعضي از شاخه ها كه پس از چندين سال باردهي ضعيف مي شوند بايستي حذف گردند. در روي شاخه هايي كه توده هاي گل مجتمع خيلي مسن وجود دارند مي توان آنها را حذف نماييم و شاخه هاي كناري و جانبي را از چهار يا پنج جوانه سربرداري كنيم.


هرس درختان گردو:

طبق بررسي هاي انجام شده در مورد پراكندگي و سرزمين اصلي گردو، مناطق آسياي غربي و مركزي وطن اصلي گردو مي باشد. گردو يك درخت يك پايه مي باشد و گل هاي نر روي شاخه هاي يك ساله و گل هاي ماده به صورت انتهايي روي شاخه هاي سال جاري تشكيل مي شود. درختان گردو از لحاظ محصول و رشد و نمو در ارتفاعات زياد از كميت و كيفيت بهتري برخوردار مي باشند. در درختان گردو اصولا كمتر اجرا مي شود ولي گاهي لزوما اجراي پاره اي عمليات در باغ ايجاب مي نمايد كه درخت را به منظور تسهيل عمليات حتي الامكان كوتاه نمايند. درختان گردو را به صورت پابلند و نيمه پا بلند و در انواع پا كوتاه شكل جامي هرس مي كنند. معمولا ارتفاع درخت گردو را اگر نهال سالم باشد 130 سانتي متر در نظر مي گيرند و طوري هرس مي كنند كه بتوان روي ساقه آن سه بازو به فواصل 30 تا 40 سانتي متر داشته باشند. جوانه هاي مهم در گردو عبارتند از:

1-    جوانه فوقاني: اين جوانه ظاهري كاملا برجسته و شخص و ضخيم مي باشد به طوري كه حجم دوم آن كوتاه بوده و در اصطلاح آن را جوانه گردن مي گويند.

2-    جوانه تحتاني: اين جوانه پايين تر از جوانه فوقاني قرار گرفته و خود جوانه اي مجزا است. اين جوانه گرد و برجسته بوده و آن را نيز جوانه جانشين مي نامند.

هر دو جوانه ذكر شده در بالا در روي شاخه هاي قوي غالبا به طور مشخص قرار دارند و گاهي كاملا به هم نزديك و چسبيده هستند و در پاره اي از موارد تا حدود يك سانتي متر از هم فاصله دارند. پس از كمي رشد جوانه فوقاني با تنه يك زاويه تنگ مي سازد و اگر جوانه تحتاني يا جانشين را مورد توجه قرار دهيم مي بينيم زاويه اي قائمه داشته و اغلب شاخه هاي محكمي را توليد مي كنند لذا بهتر است از جوانه تحتاني يا جانشين براي توليد شاخه استفاده شود.


هرس سال اول:
در روي نهال يك ساله گردو و پس از آنكه ساقه آن فرم گرفت كليه جوانه اي گردن يا فوقاني به استثناي جوانه هاي تحتاني يا جانشين را حذف كرده و پس از روييدن جوانه هاي جانشين سه بازوي اصلي و قوي به فواصل 30 تا 40 سانتي متر بين آنها انتخاب و بقيه را حذف مي كنند.


هرس سال دوم:
در سال دوم هنگامي كه برگ ها خزان كردند دنباله سرشاخه ها را نيز مجددا حذف مي نمايند. پس از قطع قسمت هاي ضعيف شده و جست هاي نارس كليه جوانه هاي گردن را به استثناي جوانه هاي انتهايي كه از آنها شاخه هاي سال بعد مي رويد و معمولا تمايل بيشتري هم به بار نسشتن دارند، حذف مي نماييم. به هنگام فصل رشد گياهي، شاخه هاي فرعي زيادي روي بازوهاي اصلي مي رويند كه آنها را به دو دسته تقسيم مي كنند:

1-         شاخه هايي كه دائمي هستند و در فواصل معيني روي شاخه نگه داري مي شوند.

2-    شاخه هاي موقت كه بايستي به تدريج آنها را حذف نمود. رشد شاخه هاي دائمي را با سر كردن تقويت مي كنند و ساير جست ها را نيز با خم كردن آنها به حالت افقي در مي آورند تا زودتر به بار بنشينند. البته در هر دو حالت از رشد شاخه هاي مضاعفي كه از جوانه هاي گردن مي رويند، جلوگيري و بر عكس جست هاي كوچك قسمت زيرين بازو ها را نگاه داري مي نمايند. زيرا روي چشمك جست هاي كوچك و زيرين شاخه ها ايست كه گل هاي دير رس يا نر مي رويند و عمل تلقيح را تكميل مي كنند. چشمك هاي گردن را با چاقو يا هر تيغ تيز مكانيكي قبل از باز شدن يا پس از آنكه جست هاي تازه و سبزي از آن روييدند، حذف مي كنند. بهترين موقع هرس كمي پس از باز شدن جوانه ها است زيرا در اين حالت به خوبي مي توان جوانه هاي قوي را تشخيص داد. محل برش بايستي درست در بالاي جوانه باشد و پس از برش محل آن را با چسب مخصوص باغباني پوشاند.

   
    هرس باردهي:

هرس باردهي در گردو به منظور زودتر به بار نشستن درخت مي باشد. در پاره اي ازدرختان گردو كه رشد رويشي زيادي دارند با كاهش ميزان آب و ازت مي توان فعاليت آن را مهار كرد. عمل مهرا كردن در درختان گردو روش هاي متعددي از قبيل كاشت علف ها يا ايجاد پوشش سبز و بالاخره ايجاد رقابت بين ريشه هاي علوفه و در مضيقه گذاشتن، تا در نتيجه درخت ضعيف شده و زودتر به بار بنشيند. عمل تضعيف درختان قوي با قطع قسمتي از ريشه ميسر است ولي امكان دارد ضايعات حاصله خسارات زيادي به بار آورد. مناسب ترين روش در تسريع عمل باردهي عبارت است از:

خم كردن يا به طور افقي قرار دادن شاخه هاي فرعي و يا ساير اقسام هرس مي باشد. عملا با خم كردن شاخه هاي فرعي در سال چهارم جوانه هاي روي شاخه هاي فرعي تحريك شده و در بعضي مواقع در همان سال يا سال بعد تبديل به شاخه هاي ميوه دهنده مي شوند. هرس ميوه از 7 تا 9 سالگي به بعد موجب تسريع در رشد شاخه هاي باردهنده و تقويت آنها خواهد شد.


هرس درختان بادام:

موطن اصلي درختان بادام را محققين، آسياي غربي و يونان مي دانند و گسترش آن را از پامير تا درياي اژه مي دانند. همچنين در پاره اي از اسناد تاريخي آمده است كه در دوران هاي ماقبل تاريخ در ايران اين گياه به طور وحشي و يا به طور زراعي وجود داشته در كتاب تورات و صحيفه آرمياي نبي از باغ هاي آن نام برده شده است. درخت بادام يكي از درختاني است كه زودتر از ساير درختان و قبل از ظاهر شدن برگها، گل آن باز مي شود. اغلب در زمستان هاي معتدل در اسفد ماه تمام گل هاي آن باز و تقريبا هميشه سرماي بهاره موجب از بين رفتن آنها مي گردد. اصولا درخت بادام طبيعتا نسبت به سرما مقاومت خاصي نشان مي دهد، فقط گل هاي آن است كه نسبت به سرما حساس هستند. بادام را روي درخت آلو – گوجه و بالاخره بادام بذري پيوند مي كنند. در درجه اول پايه هاي بذري پايه هاي مناسبي براي بادام بوده و بعد از آن پايه هاي بادام تلخ مناسب به نظر مي رسد. تربيت و پرورش درختان بادام به صورت پابلند- نيمه پابلند و جامي ميسر است و در حالت جامي ميان تهي مي توان پايه يا تنه را كوتاه و حدود 50 تا 80 سانتي متر و درختان پا بلند 120 سانتي متر و در پابلند طول تنه را كمي بيشتر انتخاب كرد. هرس باردهي در روي درختان بادام عمليات خاص و شديدي همانند درخت ميوه ندارد. و منحصر به قطع شاخه هاي خشك و يا شاخه هاي نابحه و نامناسب كه موجب انبوهي و عدم نفوذ نور و هوا به داخل تاج مي شود. جوانه هاي موجود در روي درخت بادام تقريبا همانند درخت هلو مي باشد. نكته اي كه بايستي مورد توجه قرار گيرد اين است كه درختان بادام را هر چهار يا پنج سال يك بار با قطع شاخه هاي مسن مي توان جوان نمود. در هنگام هرس درخت بادام بايد در نظر داشت كه ميوه هميشه روي شاخه هاي سال قبل تشكيل مي شود. بنابراين هنگام قطع شاخه ها لازم است توجه نمود كه عمليات به صورتي انجام گيرد كه در ايجاد شاخه هاي جوان براي سال هاي بعد كمك شده باشد تا مقدار محصول افزايش يابد.


هرس درخت مو:

تاك يكي از قديمي ترين گياهاني است كه كشاورزان نا در اكثر نقاط ايران با كاشت و نگهداري از آن آشنايي كامل دارند. بنا به روايات انجيل، نوح پيغمبر اولين كسي بود كه اقدام به ايجاد تاكستان كرده است. از زمان روميان قديم آثار موجود چنين نشان مي دهد كه روميان از طرز كاشت و هرس مو آگاهي داشته اند. مو يكي از درختاني است كه به واسطه رشد سريع ساليانه بايستي همه ساله مورد هرس قرار گيرد. زيرا منظور اصلي هرس به وجود آوردن تعادل بين ريشه و ساير قسمت هاي هوايي مي باشد تا از نتيجه آن بتوان ميوه كافي و با كميت بالا و همچنين رشدي مناسب كه ميوه سال آينده را تامين نمايد به دست آورد. در هرس بايستي به طور كلي به دو مطلب مهم توجه كرد، يكي فرم دادن به درخت و ديگري كنترل محصول به طوري كه ميوه در تمام قسمت هاي آن پخش شود كه اين مطلب در مورد مو دو موضوع كاملا از هم جدا مي باشد. قسمت هاي مختلف در تاك كه براي تربيت و هرس باروري بايد مورد توجه قرار گيرد عبارتند از: تنه، شاخه هاي اصلي- تاج، شاخه هاي قديمي، شاخك ها، شاخه هاي رسيده، شاخه هاي جانبي و پراكنده، شاخه هاي ميوه دهنده، گره ها، جوانه ها، پاجوش ها و ساقه جوش ها.

قبل از هرس بايد به چند موضوع اصلي در مورد عكس العل گياه در مقابل هرس توجه كافي داشت.به طوري كه حذف قسمت رويشي مو در هر موقع سال قدرت ميوه دادن بوته مو را كه در ارتباط با سطح برگ قرار دارد كم مي كند. و از طرفي مقدار زياد ميوه در يك سال از رشد رويشي بوته به اندازه اي مي كاهد كه در نتيجه در سال بعد مقدار ميوه بسيار كم مي گردد. به عبارت ديگر مقدار ميوه در يك بوته مو با مقدار شاخه و برگ آن در حد معيني نسبت معكوس دارد. يعني اگر شاخه و برگ بوته مو از مقدار معيني كمتر باشد بوته ضعيف شده و از مقدار ميوه دهي گياه كاسته خواهد شد. ولي فقط در زماني كه گياه داراي رشد متعادلي است مقدار ميوه زياد و كيفيت آن خوب خواهد بود. همين طور بايد در نظر داشت كه يك بوته مو در يك فصل رويش فقط مي تواند مقدار معين ميوه را به مرحله رسيدن كامل برساند و مواد غذايي لازم را در اختيار خوشه براي درشت شدن قرار دهد. كه اين مقدار بستگي به مقدار محصول بوته در سال قبل و شرايط محيطي و چگونگي پرورش بوته دارد.

 

فصل هرس مو:

اجراي عمليات هرس بوته مو به طور معمول در دو فصل انجام مي شود. يكي هرس بهره برداري كه در دوره استراحت زمستان انجام مي گيرد و به هرس خشك معروف است و ديگري هرس سبز كه در دوره فعاليت بوته مو يعني در صل تابستان انجام مي گيرد.


هرس زمستانه يا خشك:

موقع هرس زمستانه از موقعي كه برگ هاي بوته مو خزان مي كنند شروع شده و تا زماني كه گريه مو آغاز مي گردد مي تواند ادامه يابد كه در مناطق سردسير معمولا در اوايل بهار قبل از شكفتن برگ ها اين هرس انجام مي گيرد. به طور كلي در 2 تا 3 سال اوليه رشد بوته سعي مي شود كه با يك هرس فرماسيون يا شكل دهي با توجه به شرايط آب و هوايي منطقه فرم معيني به بوته مو بدهند. سپس هرس باروري ساليانه را انجام ميدهند. به طور كلي هرس زمستانه كه به نام هرس خشك نيز معروف است عبارت است از حذف شاخه هاي خشكيده ضعيف و بيمار و يا شاخه هاي بارده همان سال و به جاي گذاردن شاخه هاي مناسب با تعداد جوانه هايي معين روي آنها به طوري كه اين جوانه بتوانند در سال زراعي بعد باردهي بوته را تامين نمايند. در هرس خشك سعي مي شود فقط 10 تا 15 درصد جوانه ها كه معمولا بين 65 تا 75 جوانه مي باشد را بر روي بوته باقي بگذارند و بقيه را حذف كنند. در انگور ديم اين رقم به 30 جوانه مي رسد.


هرس سبز يا هرس تر:

هرس سبز را مي توان تكميل كننده هرس خشك ناميد. اين هرس زماني بر روي بوته مو انجام مي شود كه جوانه ها شروع به رشد كرده باشند و اين عمل را مي توان در تمام رشد ادامه داد.

 

حذف جوانه:

منظور از اين عمل حذف بعضي از جوانه هاي غير مفيد تاك مي باشد. هم زمان با حذف جوانه هاي غير مفيد مي توان شاخه هاي اضافي، زايد و يا بيمار را نيز حذف نمود. اين جوانه فقط شاخ و برگ توليد مي كنند و ميوه نمي دهند. بنابراين بايد حذف گردند و در موهاي مسن بايد جوانه ها را به طور شديد هرس نمود زيرا باعث تضعيف مو شده و در نتيجه باعث  پيدا شدن اعضاي غير مفيد خواهند شد.


هرس شاخه هاي سبز:

بعد از بيدار شدن تاك از خواب زمستاني تعدادي شاخه و پا جوش و يا تنه جوش شروع به روييدن مي كنند كه موجب تضعيف مو مي شوند. لذا قبل از اينكه طول اين شاخه ها به 15 سانتي متر برسد بايستي آنها را هرس نمود. در درختان مو بعضي مواقع رو شاخه ها يك يا چند دستك از محل بند مي رويند كه اين دستك ها بعضي در زير خوشه و برخي بالاتر از خوشه ظاهر مي شوند كه بايد حتي المقدور آنها را حذف نمود. بوته هاي انگوري كه از ارقام قوي بوده و يا بر اثر كرد دهي و آبياري زياد رشد آنها غير عادي شده است لازم است كه فورا تعدادي از شاخه هاي آن را از 3 تا 4 بند بالاتر از محل خوشه در زماني كه خوشه ها هنوز به صورت گل هستند جهت تقويت و جلوگيري از ريزش بي مورد گل ها حذف نمود.


هرس برگ ها:

هرس برگ ها كار بسيار پر زحمت و پر هزينه اي است و با توجه به اينكه مركز توليد شيره پرورده مي باشد و حذف آنها باعث تضعيف بوته مو مي شود بهتر است كه انجام نگيرد و فقط در مناطق سردسير كه طول فصل رشدي آن ها كوتاه است براي اينكه خوشه ها بتوانند از نور و آفتاب بيشتري استفاده كنند اقدام به هرس برگ ها مي شود.


هرس خوشه:

گاهي براي بالا بردن ارزش كيفي محصول و همچنين درشت تر شدن حبه هاي انگور در خوشه ها، هرس خوشه انجام مي شود. زمان هرس خوشه معمولا در اواسط فصل توليد يعني در ماه هاي تير و مرداد انجام مي شود. در اين هرس يا به حذف تعدادي از حبه ها قناعت مي شود و يا در صورت لزوم مقداري از خوشه چه ها و يا اينكه يك سوم از انتهاي خوشه را بريده كه اين عمل باعث توزيع بيشتر مواد غذايي به حبه هاي باقي مانده شده و در نتيجه حبه ها درشت تر و مرغوب تر خواهند شد.


ايجاد شكاف پوستي:

ايجاد شكاف پوستي يا حلقه برداري عبارت از برداشتن قسمتي از پوست شاخه مو مي باشد كه در نتيجه آن قسمتي از شاخه ضعيف گرديده و قسمت ديگر تقويت مي گردد.

همان طوري كه مي دانيم شيره پرورده مو در برگ ها ساخته مي شود وو توسط آوند آبكش به تمام قسمت اي گياه مي رشد. حال اگر قسمتي از پوسي زير شاخه كه حاوي آوندهاي آبكش است را برداريم شيره پرورده قادر به عبور از اين محل كه پوستش برداشته شده است، نبوده و در نتيجه مقدار زيادي شيره جهت استفاده حبه هاي انگور باقي مي ماند و حبه ها درشت مي شوند كه در انگرو در زمان هاي مختلف به صورت زير انجام مي گيرد. حلقه برداري در ارقام دانه دار تاثيري ندارد و در ارقام بي دانه موثر است و به سه صورت زير است:

 1-              حلقه برداري به منظور جلوگيري از ريزش گل:

اين روش براي حبه هاي بارور نشده كه كوچكترين هستند و بذر آن به طور كامل در حبه تشكيل نمي شود و در اوايل رشد جنين از بين مي روند، موثر است. زمان اين عمل چند روز پيش از ظهور گل ها يا دوران گلدهي است كه پس از آْن كه ريزش طبيعي شروع شد ديگر تاثيري ندارد و اثر آن در توليد حبه هاي بيشتر و بزرگتر است.

2-              حلقه برداري به منظور بزرگتر شدن حبه ها: 

زمان آن مصادف با بزرگ شدن سريع حبه ها است كه معمولا كمي پس از ريزش طبيعي گل هاست و حدودا 10 روز پس از باز شدن گل هاست كه تقسيم سلولي به شدت در حبه ها صورت مي گيرد و بيشتر در ارقام بي دانه كه منبع هورموني ندارند بسيار موثر است و اثر حلقه برداري 3 هفته پس از ريزش طبيعي محسوس نخواهد بود. حلقه برداري همراه تنك كردن خوشه تاثير بيشتري خواهد داشت. چون در غير اين صورت باعث بار بيش از حد گياه و كوچكتر شدن حبه ها به علت رقابت با يكديگر خواهد شد و گياه پس از چند سال حلقه برداري ضعيف خواهد شد.

3- حلقه برداري به منظور تسريع در رسيدن ميوه ها:

در اوايل رسيدن حبه ها يعني هنگام انباشت مواد قندي در آنها بايد انجام گيرد. اين حلقه برداري براي رسيدن ارقام دانه دار و ايجاد رنگ در ارقام رنگين بسييار موثر است و اثر اين حلقه برداري در ارقام پر محصول و در مناطق سرد محسوس نيست و اين حلقه برداري در رسيدن ميوه هاي بي دانه تاثير چنداني ندارد و تنك كردن خوشه و حبه در اين ارقام بيشتر از حلقه برداري موثر مي باشد و اگر محل زخم التيام نپذيرد اگر چه انگورها زودتر مي رسند، اما حبه ها رنگ پريده و بافت آنها نرم مي شود و احتمال آفتاب سوختگي در آنها وجود دارد.


تنك كردن:

تنك كردن عبارت است از كم كردن تعداد خوشه هاي گل يا ميوه كه اثر مشابه هرس دارد و بيشتر از هرس كيفيت ميوه را بالا مي برد و سه حالت دارد:  

1-      تنك كردن گل (باز نشده): در اوايل بهار و به محض ظهر گل ها انجام مي پذيرد و مزيت آن اين است كه خوشه هاي گل زمان طولاني تري از بالا رفتن نسبت برگ به خوشه استفاده مي كنند.

2-      تنك كردن خوشه ميوه: پس از تشكيل حبه ها صورت مي گيرد كه در آن خوشه هاي كوچك و بسيار بزرگ و داراي شكل نامناسب حذف مي شوند.

3-      تنك كردن حبه: مقداري از انتهاي خوشه را به طور دلخواه قطع مي كنند و بايد بلافاصله پس از تشكيل حبه ها عمل تنك كردن انجام پذيرد كه تا 30 درصد اضافه وزن خواهيم داشت و در صورت تاخير 10 تا 20 درصد اضافه وزن خواهيم داشت و بايد تعداد 80 تا 100 حبه روي خوشه باقي بماند. تنك كردن در ارقام بي دانه تاثير ندارد و بيشتر در ارقام دانه دار موثر است.

4-              سربرداري و قطع جوانه:

ترپاز: قطع سرشاخه ها در اوايل دوره گلدهي را مي گويند كه به طول 10 تا 30 سانتي متر مي باشد. سر برداري به منظور جلوگيري از ريزش گل ها صورت مي گيرد اما براي بهتر شدن كيفيت ميوه موثر نيست.


كاربرد هورمون ها در انگور:

1-      3 تا 6 روز پس از باز شدن گل ها استفاده از محلول 2 تا 10 پي پي ام اكين كلرو فنوكسي استيك در مرحله تمام گل، توليد بذر پوك مي كند و جيبرالين نيز همين اثر را دارا است. از هورمون اكين نفتوكس استيك نيز مي توان استفاده كرد.

جيبرالين اگر پيش از باز شدن گل ها و تلقيح مادگي بر روي گل ها پاشيده شود مادگي را از بين مي برد و اگر بعد از تلقيح مصرف شود، اثري بر مادگي نداشته و فقط باعث ازدياد حجم مي گردد كه در نتيجه حجم حبه ها درشت تر مي شود. كاربرد اسيد جيبرليك پيش از گل دهي به عنوان تنك كننده و پس از گلدهي به عنوان محرك مي باشد. در انگور ياقوتي تاثير اسيد جيبرليك بر روي تنك كردن خوشه مي باشد. استفاده از ccc (سايكوسل) حدود 2 تا 3 هفته پيش از گلدهي و آلار براي جلوگيري از ريزش حبه در انگور موثر بوده است و عمل آن مثل سربرداري است و مسير جريان شيره پرورده را از شاخ و برگ ها به خوشه ها تغيير مي دهد و رشد شاخ و برگ كم، و رنگ برگ ها تيره و فاصله گره ها كمتر مي شود. اسيد جيبرليك اثر ccc (سايكوسل) را خنثي مي كند و بر عكس عمل مي كند. بازدارنده ها بر روي درختان هرس شده موثر نيستند. جيبرالين با غلظت 50 ppm باعث ازدياد حجم انگور عسكري، تامپسون و ياقوتي مي شود. جيبرالين به صورت قرص سفيد رنگ در بازار وجود دارد و هر قرص 1 گرم ماده موثر دار است. محلول پاشي جيبرالين رسيدن را تا يك هفته به تاخير مي اندازد. براي تنك كردن خوشه پيش از باز شدن گل ها از جيبرالين استفاده مي شود ولي در ارقام بذر دار بايد از مصرف آن خود داري كرد چون باعث ايجاد تعداد زيادي حبه هاي رشد نكرده بي بذر در خوشه و كاهش كيفيت آن مي شود. بارندگي و آب پاشي در خلال گل دهي انگور باعث تنك شدن آن مي شود. استفاده از اكسين نفتالين استيك با غلظت 10 پي پي ام پس از تشكيل ميوه باعث ريزش تعدادي از حبه ها مي شود. جهت جلوگيري از چروكيدگي حبه ها استفاده از جيبرالين با غلظت 20 پي پي ام طي فصل رشد توصيه مي شود. اتفون با غلظت 200 تا 2000 پي پي ام حدود 1 تا 2 هفته پس از شروع تغيير رنگ پوست حبه باعث رسيدن زودتر شده و رنگ و كيفيت ميوه را بهتر مي كند. (در مناطق گرمسير توليد رنگ به دليل گرماي زياد امكان ندارد) براي به تاخير انداختن رسيدگي مي توان از هورون اكين بنزوبتازول اكسي استك اسد با غلظت 5/2 تا 25 پي پي ام رسيدن ارقام ي دانه را 1 تا 3 هفته به تاخير انداخت كه باعث ايجاد رنگ نيز مي شود.


شدت هرس انگور:

شدت هرس انگور را مي توان به هرس كوتاه، بلند و مختلط تقسيم نمود. در هرس كوتاه شدت قطع و حذف شاخه هاي مو به طوري است كه پس از عمل هرس فقط در روي شاخه ها 2 تا 3 جوانه باقي گذارده مي شود و بقيه حذف مي گردند. در هرس بلند شاخه ها و يا بازوهاي بوته مو را از ارتفاع معين مي برند به طوري كه در روي هر يك از بازوها بعد از انجام عمل هرس تعداد زيادتري (7 تا 8 ) جوانه بر روي شاخه ها باقي بماند. در هرس مختلط بر روي شاخه هاي بوته مو همزمان هرس كوتاه و هرس بلند انجام مي گيرد.

در مورد هرس بوته هاي مو بايد به چند موضوع ذيل توجه خاصي مبذول داشت:

1-               تاثير هرس در چگونگي قدرت رويش بوته مو.

2-               تاثير مقدار ميوه در رشد بوته مو.

3-               تاثير هرس در مقدار محصول ساليانه بوته مو.

مقدار ميوه و مقدار شاخه هرش شده هر كدام به تنهايي و يا اين اينكه جمعا در رشد بوته اثر فوق العاده اي دارند. بدين ترتيب كه هر اندازه هرس شديدتر و يا مقدار ميوه حاصله در سال زيادتر باشد رشد بوته كمتر خواهد بود و بنابراين رشد بوته با شدت هرس و مقدار ميوه نسبت معكوس دارد.


هرس فرم دهي يا فرماسيون:

به طوري كه با توجه به شراط آب و هوايي و نوع كشت هرس فرم انگور متفاوت مي باشد و اين فرم ها عبارتند از:

فرم خزنده، فرم پاچراغي، فرم ريسماني، فرم پهن، فرم چفته اي و فرم چتري.

هرس فرم خزنده:

در اين فرم كه در ناحي مختلف ايران به خصوص مناطق سردسير كه در زمستان به علت سرماي شديد مجبور به خاك كردن درخت مو هستند، انجام مي گردد، تنه بوته انگور خيلي كوتاه پرورش داده مي شود. به طوري كه شاخه هاي اصلي و يا بازوهاي حاصل شاخه ميوه دهنده تقريبا بر روي سطح زمين قرار گرفته و بر روي خاك مي خزند. در اين روش تعداد بازوها بر حسب فواصل بوته ها و رديف هاي كاشت بين 3 تا 5 باوي اصلي انتخاب مي شوند كه هر ساله تعداد زيادي شاخه هاي يك ساله بارور بر روي آنان به وجود مي آيند و محصول آن سال را تشكيل مي دهند. سال اول بعد از كاشت، از قلمه هاي ريشه دار شده كاشته شده كه داراي دو جوانه خارج از خاك بوده اند دو شاخه توليد مي گردند كه بر روي اين دو شاخه اصلي در همان سال تعدادي نيز شاخه هاي فرعي به وجود مي آيد. پس از ريزش برگ ها در پاييز شاخه هايي را كه جهت آن به سمت بالا رشد كرده اند، بايستي هرس كرد و ساير شاخه ها را از بالاي جوانه دوم قطع نمود. بدين ترتيب در اوايل سال دوم تنه درخت به طور افقي بر روي خاك قرار مي گيرد. طول آن در حدود 15 تا 20 سانتيمتر خواهد بود. در آخر سال دوم بوته مو داراي يك تنه و دو شاخه است كه آنها را بعد از جوانه دوم هرس مي نمايند و بدين ترتيب در آخر سال دوم بعد از هرس و يا در اول سال سوم روي تنه مو چهار جوانه وجود دارد كه پس از رشد، توليد چهار شاخه مي كند. در آخر سال سوم بوته مو داراي چهار شاخه و يا نشعاب خواهد بود كه آن ها را بازو مي نامند و فاصله اين بازوها از سطح زمين حداكثر 30 سانتي متر خواهد بود. بعد از سه و يا چهار سال بوته مو كه به طرزي هرس گرديده است داراي چهار و اگر بوته قوي باشد در حدود 5 تا 6 بازو خواهد داشت. كه هر كدام از اين بازوها به نوبه خود 3 تا 4 شاخه توليد مي كنند كه به طور حتم 2 تا 3 شاخه از آنها بارده خواهند بود پس عمل باردهي بر روي شاخه هاي مزبور صورت خواهد گرفت كه بر روي يك شاخه كه داراي شاخه هايي مي باشد، بر روي شاخه هاي پاييني كه يك ساله نيز مي باشد 2 تا 3 جوانه نگه داشته و بقيه شاخه را حذف مي كنند و بر روي شاخه بالاتري 5 تا 6 جوانه نگه داشته و بقيه را حذف مي كنند در نتيجه در سال بعد شاخه اي كه دو جوانه داشت توليد دو تا شاخه مي كند و شاخه اي كه 5 تا 6 جوانه داشت و جهت توليد ميوه  نگه داري شده بود، كلا حذف مي شود و بر روي شاخه اي كه دو تا شاخه توليد كرده است دوباره همانند سال قبل بر روي شاخه پايين تري (نزديك تر به بازو) 2 تا 3 جوانه نگه داشته كه هدف از پرورش اين شاخه توليد ميوه مي باشد. بدين ترتيب عمل هرس باردهي هر ساله بر روي كليه شاخه هاي بارده ساير بازو ها نيز به اين ترتيب انجام مي شود كه در نتيجه اين عمل هم توليد ميوه خواهيم داشت و هم از گسترش بيش از اندازه تاج بوته مو جلوگيري خواهيم كرد و در نهايت بايستي در بوته هاي قوي حداكثر تا 75 جوانه در سيستم آبي و 30 جوانه در سيستم ديم نگه داري كنيم كه اين تعداد جوانه معمولا همان 10 تا 15 درصد كل جوانه هاي بوته مو خواهند بود.

 

 جوان كردن تاك هاي مسن:

در تاكستان هاي قديمي براي فعال كردن تاك ها هر چند سال يك بار ريشه هايي كه در كنار يقه گياه روييده اند و يا مقدار زيادي از ريشه ها كه به دلايل مختلف خشكيده و مرده اند بايستي حذف گردند. روش اجرايي در سطوح كوچك تقريبا ساده بوده و تاك داران با استفاده از وسايل مختلف هرس نوعي هرس ريشه انجام مي دهند. طبيعي است هنگامي كه ريشه هاي جديد تشكيل گردند، در واقع گياه مجددا جوان شده و بارآوري آن افزون مي يابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 0:37  توسط  امین باقري فرد  |